فردای لرستان
پایگاه اطلاع رسانی فردای لرستان
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین چراغی - ۱۳۸٩/٥/٩

به گزارش آخرین نیوز نویسنده وبلاگ محرمانه آخرین یدداشت وبلاگ خود را به موضوع حادثه 18 تیر اختصاص داد.

در این نوشته آمده است:دوشنبه 25 خرداد 1388، ساعت 7 صبح تلفن همراهم زنگ خورد. دکتر الیاس نادران پشت خط بود. پرسید از دانشگاه تهران و کوی دانشگاه خبری داری؟ گفتم دیشب تا ساعت یک بعد از نیمه شب از بچه های بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه تلفنی پیگیری می کردم که گفتند فضا کمی ملتهب است ولی اتفاقی جدی رخ نداده. گفت من شنیدم دیشب خبرهایی بوده و دارم میرم کوی تا پیگیری کنم. آقای سروری هم آنجاست و حاج علی (دکتر زاکانی) و حاج آقا ابوترابی هم دارن میان.

یک آن حوادث کوی دانشگاه سال 1378 از جلوی چشمم رژه رفت و فهمیدم نگرانی دیشبم بی خود و بی جهت نبوده. ظاهرا حضرات به اصطلاح جنبش سبز بهترین فضا برای انتقال التهاب فضای بعد از انتخابات به جامعه را همچنان کوی دانشگاه می دانستند. در جریان وقایع آن سال همین علی افشاری پناهنده به  کنگره آمریکا و سازمان سیا، سخنگوی شورای پنج نفره متحصنین و معترضین به حوادث کوی شده بود؛ شورایی که هیچ یک از اعضای آن دانشجوی دانشگاه تهران نبودند و آن افتضاح را به بار آوردند. درباره حوادث کوی 78 و مشاهدات شخصی ام از آن روزها به تفصیل خواهم نوشت (انشاء الله). فقط در پاسخ به ادعای کشته شدن پنج نفر در حوادث سال گذشته کوی یادم هست سال 78 آن روزی که فهرست کشته شدگان! کوی منتشر شد یکی از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی آمده بود جلو دانشکده فنی در تجمع انجمن اسلامی! با نشان دادن کارت دانشجویی اش فریاد می کشید که بابا به خدا من زنده ام!!!

نزدیک ظهر بود که شنیدم با همت چند نماینده مجلس (زاکانی، ابوترابی، نادران و سروری) هیاتی از سوی مجلس مسوول بررسی حوادث کوی دانشگاه تهران و مجتمع سبحان شده است. یکی از دوستان ساکن در مجتمع سبحان می گفت که اتفاقات مجتمع سبحان یک طرفه جلوه داده شده و در حق نیروهای بسیجی اجحاف زیادی صورت گرفته است. به طور مثال می گفت عده ای از ساکنین مجتمع سبحان که طرفدار موسوی بودند به تحریک افرادی غیر ساکن، مقابل درب اصلی مجتمع در خط شمال به جنوب بلوار کاوه (دارای شیب تند) شن می ریختند تا موتورها لیز خورده زمین بخورند. بعد هم تا می خوردند  موتور سواران با ظاهر حزب اللهی را می زدند و موتورشان را هم به آتش می کشیدند. در یک مورد دیگر عده ای از فتنه گران که از سعادت آباد فرار کرده بودند، در نزدیکی این مجتمع یک بسیجی را به شهادت رسانده و بدن مثله شده اش را رها کردند (یک بسیجی شهید مظلوم و گمنام دیگر!).

از ظهر به بعد هر چه با حاج علی تماس می گرفتم که خبر بگیرم در دسترس نبود تا اینکه در تماس با یکی از بچه های بسیج کوی مطلع شدم که دیشب حدودا 138 نفر از دانشجویان که یکی از مسوولین بسیج دانشجویی دانشکده ها هم جزء آنها بوده، توسط ناجا بازداشت شده اند و او تازه آزاد شده است؛ آنهم پس از اثبات اینکه بسیجی است و داخل کوی مشغول آرام سازی فضا بوده است. می گفت از ساعت 2 نیمه شب پس از اینکه شعارها کمی تند شد، چند نفر ناشناس - که او به عنوان ساکن کوی تاکنون آنها را ندیده و ظاهرشان هم به بچه های کوی دانشگاه نمی خورد - یکی از لباس شخصی ها را گروگان گرفته با خود با داخل کشیدند و بردند و متعاقب این اتفاق که دقیقا مشابه اتفاق سال 78 بود، نیروهای ناجا ناچار شدند به داخل کوی رفته و به جستجوی او بپردازند. به همراه ماموران موتور سوار ناجا عده ای دیگر هم وارد کوی شدند که مسوولیتی نداشتند ولی قابل کنترل نبودند؛ مخلوطی غیر قابل تفکیک از بسیجی ها، گروهی به اصطلاح انصار و عناصر نفوذی فرصت طلب که که باید فضا را غبار آلود کنند تا بتوانند بعدا همه چیز را به گردن نظام بیندازند. من خودم در حوادث سال 78 از نزدیک برخی از آنها را دیده بودم. یکی از آنها ابتدا یک دانشجو را با چوب زد که چرا به آقا فحش دادی و بعد از چند دقیقه همان شخص یک بسیجی را با چاقو مجروح کرد و معلوم بود برای کار دیگری آنجاست. برای همین هم هست که آقا می فرمود و ما هم در دانشگاه فریاد می کردیم که بچه های حزب اللهی خارج از دانشگاه نباید به فضای دانشگاه و کوی نزدیک شوند چراکه آنجا حساسیت خاص خودش را دارد. بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در حوادث سال 82، بیانیه ای شدید علیه آنها منتشر کرد.

آن شب در دفتر جمعیت رهپویان با دکتر قرار جلسه قبلی داشتیم که نیامد و پیغام داد که پیگیر کار دانشجویان دستگیر شده کوی است تا آنهایی که خطایی جدی مرتکب نشده اند آزاد شوند. بالاخره ساعت 2 نیمه شب بود که مطلع شدیم به جز سه چهار نفر که واقعا خطاکار بودند و لازم بود بمانند (برخی از این معدود دانشجو نماها برای داغتر نمودن اوضاع خودشان بخشی از سایت مرکزی و کتابخانه کوی را تخریب کرده بودند) بقیه با پیگیری مستمر دکتر زاکانی از فرماندهی و اطلاعات ناجا و ... آزاد شده، پس از دلجویی و صرف یک وعده غذای گرم و تدارکات دیگر به کوی منتقل شده، در مسجد کوی دانشگاه مستقر شدند تا صبح فردا به شهرهای خود بروند. برای اطمینان بخشیدن به آنها دکتر نادران به همراه یک نماینده دیگر تا صبح سه شنبه در مسجد کوی کنار آنها خوابیدند.

*****

آخرین چهارشنبه ماه مبارک رمضان، نشست سالیانه کانون دانش آموختگان بسیجی دانشگاه تهران در دانشکده حقوق در حال برگزاری بود که بعد از افطار و در اواخر برنامه - به گمانم ساعت حدود ده شب - اواخر سخنرانی دکتر حداد عادل بود که دکتر زاکانی با تاخیر خودش را به جلسه رساند؛ در حالیکه قول داده بود بلافاصله بعد از افطار بیاید. یعد از اتمام نشست وقتی علت تاخیرش را جویا شدم گفت در بدو ورود به دانشگاه با تعدادی حدود ده نفر از دانشجویان مواجه شده است که او را دوره کرده و مرتب تشکر می کردند. گفت آنها جزء بازداشتی های آن شب بوده اند که آزاد شده اند. آنها می گفتند که اگر آزاد نمی شدند با دستور دادستانی به کهریزک منتقل می شدند.

تصور کنید اگر این صد و سی و چند نفر به کهریزک می رفتند چه فاجعه ای رقم می خورد. راستی در آستانه سالگرد این فاجعه که خون به دل رهبری و مردم کرد، از پرونده قاضی متخلف کهریزک و نتیجه گزارش شجاعانه مجلس از حوادث آن چه خبر؟

حسین چراغی
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد. -------------------------------------------------------------------------- نشریه الکترونیکی فردای لرستان افتخار دارد تا اخبار و رویداد های لرستان ، ایران و جهان را در نوع بضاعت خود پوشش دهد. ======================= نشریه الکترونیکی فردای لرستان وابسته به هیچ حزب، جناح و گروه خاصی نیست ونیت آن اطلاع رسانی صحیح و بدور از جنجال های سیاسی می باشد. ======================== امید داریم با اتکای به خدای متعال بتوانیم در راه اعتلای و سر بلندی ایران عزیز و لرستان سر افراز گام های موفق بر داریم.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :