متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمین پروژه کودتای مخملی


-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس متن کامل کیفرخواست دومین گروه از متهمان پروژه شکست خورده کودتای مخملی به این شرح است:

رب بما انعمت علیّ فلن اکون ظهیراً للمجرمین ))
ریاست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران
همانگونه که استحضار دارید پس از حضور حداکثری مردم خدادوست و پرافتخار ایران اسلامی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و لبیک به دعوت مقام معظم رهبری((مدظله العالی )) در تجدید میثاق مجدد با آرمانهای امام راحل ((رحمة اله علیه )) در سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی که برگ زرینی در مردم سالاری دینی و رکوردی بی سابقه از حضور مردم در جهان به ثبت رسانید جریانی معاند با افتخارات نظام اسلامی در داخل و خارج از کشور درصدد ایجاد فتنه و سیاه نمایی این افتخار عظیم و اخلال در نظم و امنیت جامعه و تشویش اذهان عمومی برآمد و با بهره گیری از رسانه های مخالف و افراد فرصت طلب و ارتباط با بیگانگان و استفاده از همه ظرفیت گروههای ضد انقلاب که از سالها قبل درصدد فرصتی برای ضربه زدن به امنیت میهن اسلامی ما بودند با طراحی توطئه و سناریوی فریب کارانه ادعای تقلب و جعل درانتخابات سعی در تبدیل نمودن یکی از بزرگترین افتخارات سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران به چالش امنیتی و حربه تبلیغاتی براندازانه علیه نظام داشتند .
در جلسه گذشته در مقدمه اول ادعانامه دادستانی تهران دلایل طراحی قبلی این آشوبها و مستندات اثبات جرم سازمان یافته و برنامه ریزی شده اخیر به استحضار رسید . در این جلسه در دو بخش برنامه ریزی و طراحی کشورهای بیگانه و مخالف جمهوری اسلامی ایران به منظور فروپاشی و براندازی نرم در کشور و دخالت آنان در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری اقدامات گروهکهای ضدانقلاب و تروریستی و نقش آنها در حوادث پس از انتخابات و آشوبهای اخیر به استحضار می رساند :
الف ) برنامه ریزی و طراحی کشورهای بیگانه و مخالف جمهوری اسلامی ایران به منظور فروپاشی و براندازی نرم در کشور و نقش آنان در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری
پیروزی انقلاب اسلامی و به خطر افتادن منافع استعماری بیگانگان در داخل کشور و منطقه استراتژیک خلیج فارس منجر به افزایش خصومت و دشمنی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران گردیده و برهمین اساس و در دوره‌های مختلف؛اجرای طرحهای متعدد سیاسی و اطلاعاتی جهت مقابله با نظام ،در دستور کار آنها قرار گرفته است.
از سوی دیگر؛گرفتاری غرب به سرکردگی آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان و شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه با حزب ا... و جنگ 22 روزه غزه؛احتمال و امکان بکارگیری گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را به حداقل کاهش داده و برهمین اساس ایجاد تغییرات ساختاری در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با رویکردهای نوین اطلاعاتی و اقدامات پنهان و نرم در دستور کار غرب قرار گرفته است.در همین راستا؛ فضای مجازی، رسانه ،شبکه‌های ماهواره‌ای و....به عنوان ابزاری کارآمد و نوین جهت تغییر افکار، مورد بهره‌برداری بیگانگان قرار گرفته و براساس ادبیات جاسوسی غرب؛تغییر افکار؛زیربنای تغییر رفتار و نهایتا "‌تغییر ساختار کشور را در پی خواهد داشت.
در همین راستا؛ سیاستهای جدید غرب و به ویژه آمریکا و انگلیسی جهت مقابله با جمهوری اسلامی ایران بر سه اصل:

1- دموکراسی‌سازی (دموکراسی متناسب با اهداف و منافع غرب).
2- مشغول‌سازی نظام در داخل با ایجاد ناامنی‌های داخلی و تشدید اختلاف‌ها
3- مهار اقتدار منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران
استوار گردیده که جهت تحقق این اهداف استفاده از رسانه، دیپلماسی عمومی، ایجاد سازمان‌های مردم‌نهاد و شبکه ارتباطی و سازماندهی مخالفان با هدف نافرمانی مدنی و راه‌اندازی پروژه مبارزه عاری از خشونت از مهمترین نقش و کارکرد برخوردار بوده و بودجه های کلان و ابزار نوین ارتباطی نیز بدان تخصیص یافته است. از سوی دیگر؛سازمان های جاسوسی غرب نسبت به بهره برداری از تمامی فرصت ها و امکانات داخلی معارض و اپوزیسیون که به عنوان بازوهای اجرایی و عملیاتی آنها محسوب می‌گردند ؛غفلت ننموده وگروههای مذکور از قبیل گروه غیرقانونی نهضت آزادی جهت جریان سازی،ایجاد ناامنی و به چالش کشاندن نظام و در قالب پیاده نظام و ستون پنجم دشمنان به ایفای نقش می پردازند.
درهمین راستا؛گروهک منافقین،تندر و جریانات تجزیه طلب و قوم گرا با هدایت و حمایت بیگانگان ودر قالب بمب گذاری،ترور،ایجاد اختلافات سیاسی و قومیتی و بحران سازی؛مبادرت به اجرای برنامه های ضدامنیتی در ایام انتخابات ریاست جمهوری نمودندکه تلاش جهت ترور یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری و انتساب آن به نظام در راستای ایراد اتهام علیه مسئولین نظام،گسترش اختلافات و ایجاد ابهام و توهم در لایه های مختلف اجتماعی؛یکی از نمونه های اهداف و اقدامات آنها محسوب می گردد.
راهکارهای فروپاشی جمهوری اسلامی ایران :
دشمنان نظام ( مقدس جمهوری اسلامی ایران ) جهت پیشبرد سیاست‌های مذکور؛ محورهایی را به عنوان راهکارهای فروپاشی جمهوری اسلامی ایران طراحی، ترسیم و جهت اجرا در اختیار دستگاههای اطلاعاتی و مؤسسات وابسته قرار داده‌اند که برخی از آنها عبارتند از:
1) تبلیغ و ترویج ضرورت تغییر سیاسی نظام؛
2) حمایت‌های بین‌المللی از اتحادیه‌های کارگری ، اصناف، گروههای باصطلاح مدافع حقوق بشر و تشکل‌های مدنی مخالف جمهوری اسلامی ایران.
3) اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران.
4) تقویت مالی نیروهای مخالف داخل نظام؛ بصورت پنهان
5) شناسایی، جذب و توانمندسازی مراکز و افراد و اقشار مؤثر در جامعه مانند زنان، جوانان، NGOها و ... در جهت نیل به اهداف معین .
با توجه به جدول ترسیمی در تقویم کشور جهت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388؛ برنامه اجرایی اهداف فوق توسط بیگانگان با فرصت‌طلبی از آزادی‌های موجود ؛در راستای براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران و در قالب پروژه دیپلماسی عمومی (Public diplomacy) و اقدامات پنهان (Covert Action) به مرحله اجرا درآمده است.
براندازی نرم و اقدامات پنهان:
براندازی نرم که با ظاهری آراسته و برای عادی سازی در نزد افکار عمومی از آن با عنوان دیپلماسی عمومی یاد نمودند دارای مفاهیم و ویژگی های ذیل می باشد:
از منظریکی از دستگاههای اطلاعاتی غرب :
"دیپلماسی عمومی به دنبال این هدف است که منافع و امنیت ملی ما را از طریق درک، آگاهی و تاثیر بر مردم کشورهای دیگر حفظ کرده و از گفتگو بین شهروندان ما و موسسات و همتایان آنها در خارج نیز بهره ببرد. "
براندازی نرم از دیدگاه غرب همانا تحمیل ارزش‌ها و چهارچوب‌های فکری حاکم بر جوامع غربی به دیگر جوامع است تا از این طریق و به صورت خودکار سیستم آن کشور هدف متاثر و همراه با سیاست‌های نظام سلطه گردد.
o هدف دیپلماسی عمومی غرب "ملت‌‌ها " و مسیر و غایت نهایی آن تاثیرگذاری با هدف تسهیل در سیاست‌های معطوف به اقدامات پنهان و براندازانه است بنابراین اقدامات پنهان در چارچوب دیپلماسی عمومی؛ مستلزم بکار بستن پیچیده‌ترین شیوه‌های عملیات روانی تهاجمی می باشد
مهم‌ترین اهداف این پروژه از دیدگاه نظریه پردازان عبارتند از:
1- وادار نمودن دولت به جهت‌گیری‌های مورد نظر آنان از طریق فشارهای مردمی.
2- ایجاد فضای عدم اعتماد نسبت به مسئولان نظام و اختلال در فرایند تصمیم‌گیری.
3- انحراف افکار عمومی جامعه از منافع و اصول نظام و ترویج شیوه‌های موردنظر در جامعه از طریق تشکیک در ارزش‌های نظام.
4- ایجاد اختلاف در گرایش‌های مختلف جامعه و تفرقه و جدایی میان مردم و حاکمیت از طریق متهم کردن سران نظام و نسبت کذب دادن به مسئولان.
5- انشقاق در گروههای فکری، قومی، مذهبی و ...با هدف اختلال در وحدت ملی.
درتبیین اهمیت این بخش از اقدامات پنهان ؛یکی از وزرای خارجه کشورهای غربی اظهار می‌دارد: "در زمان حاضر، تلاش‌های ما در زمینه دیپلماسی عمومی در مقایسه با دیگر اقدامات بسیار مهم‌تر است به نحوی که این تلاش‌ها جزءلاینفک سیاست خارجی ما در برابر دولت‌های مخالف می‌باشد. "
استراتژی امنیت ملی غرب پس از فروپاشی شوروی سابق که برای انطباق با شرایط متحول بین‌المللی طراحی و بازسازی گردید، وظایفی را برای دستگاههای مختلف امنیتی آن کشورها در راستای اجرای مؤثر این استراتژی تعیین و مشخص کرده و در همین راستا گزارشات راهبردی_امنیتی را تدوین نموده است .
نکته قابل توجه در دستورالعمل‌های گزارشات مذکور؛ جهت‌گیری‌های اقدامات آنها در راستای اقدامات پنهان بوده و با منتفی دانستن جنگ نظامی، "جنگ نرم " و "فروپاشی از درون " را در برابر جمهوری اسلامی پیشنهاد می‌‌کنند.
راهکارهای تدوین شده در تقابل با ایران گویای استراتژی غرب علیه جمهوری اسلامی و در چارچوب دیپلماسی عمومی بوده و اهمیت راهکارهای کاربردی آن به اندازه‌ای است که این گزارشات را می‌توان "مانیفست اقدامات پنهان " غرب علیه جمهوری اسلامی قلمداد کرد.
یکی از مقامات ارشد امنیتی غرب در بیان اهمیت بکارگیری استراتژی‌های معطوف به دیپلماسی عمومی در برابر ایران، اظهار می‌دارد: "ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در خاورمیانه و هارتلند منطقه، به قدرتی بی ‌بدیل تبدیل شده که دیگر نمی‌توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد. "
محورهای مهم گزارشاتی که بر ضرورت بکارگیری تاکتیک‌های دیپلماسی عمومی تاکید دارند، گویای برنامه‌هایی است که دولتمردان غرب تحت عنوان دیپلماسی عمومی علیه جمهوری اسلامی در سر دارند:
1* بهره‌برداری از اختلافات درونی ایران.
2* بکارگیری براندازی نرم بجای اقدام نظامی .
3* دامن زدن به نافرمانی‌های مدنی در تشکل‌های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی به عنوان ابزارهای مهم فشار بر ایران.
4* ضرورت تاکید بر وجود نظارت بین‌المللی بر انتخابات.
5* حمایت ریاکارانه از حقوق‌بشر و دموکراسی در ایران .
6* راه‌اندازی و تقویت شبکه‌های متعدد رادیو و تلویزیونی به منظور سیاه نمایی و فریب مردم
7* حمایت از اپوزیسیون‌ داخلی.
8* تسهیل در فعالیت NGOهای همسو با غرب.
9* تسهیل در صدور ویزا برای افرادمستعد و همسو با اهداف غرب .
10* دعوت از فعالان جوان ایرانی بمنظور شرکت در سمینارهای خارج از کشور برای جذب و آموزش هدفمند مانند آنچه که در کشورهایی مثل صربستان، فیلیپین، اندونزی، شیلی،اوکراین و....
اتفاق افتاد .
از سوی دیگر؛ در بخشی از دکترین های امنیتی خود آورده اند:
"ما ممکن است با چالشی جدی‌تر از هیچ کشوری جز ایران مواجه نشویم. نگرانی‌های دیگری در مورد ایران داریم که به اندازه مسائل هسته‌ای مهم هستند. نگرانی‌های ما در نهایت هنگامی حل خواهند شد که حکومت ایران با اتخاذ تصمیمی راهبردی، سیاست‌های خود را تغییر داده و نظام سیاسی خود را باز نماید و به مردم خود آزادی بدهد. این مساله هدف غایی ماست. راهبرد ما گسترش تعامل با مردم ایران است. ما در راستای نابودی استبداد و ارتقای دموکراسی کارآمد، از تمامی ابزارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک و ابزارهای دیگری که در اختیار داریم استفاده خواهیم کرد که از آن جمله عبارتند از:
o افشای موارد نقض حقوق‌بشر.
o حمایت از اصلاح‌طلبان از طریق برگزاری نشست‌هایی در وزارت خارجه و سفارت‌خانه‌های خود.
تخصیص بودجه در جهت حمایت مالی از فعالیت های مورد نظر غرب در داخل ایران
o اعمال تحریم‌هایی با هدف ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت.
بر اساس استنادات موجود؛ پروژه براندازی نرم یا به قول خودشان دیپلماسی عمومی با توجه به شرایط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی به طرق مختلف در دستور کار دولتمردان غربی قرار گرفته است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1) ارائه کمک وآموزش به سازمان های غیردولتی و انتشار جزوات فارسی درباره ارزش های دمکراتیک و فعالیت‌های مدنی هم جهت با آن .
2) آموزش خبرنگاران برای ایجاد شبکه منابع خبری با هدف جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل؛
3) آموزش و سازماندهی فعالان حقوق بشر در ایران جهت ترسیم چهره نامطلوب از نظام؛
4) ایجاد وب‌سایت‌ها و آموزش درباره نحوه برگزاری انتخابات و ارائه اطلاعات کامل از کاندیداهای انتخاباتی سال 1388؛
5) اعزام دانشجویان، هنرمندان و مشاغل حرفه‌ای و آموزش آنها جهت کادرسازی برای پست‌های کلیدی و مناصب حساس در آینده؛
در پی تاسیس دفتر امور ایران در دوبی(مستقر در کنسولگری آمریکا) از سوی وزارت امور خارجه آمریکا که از پایگاه ریگا در لتونی درزمان جنگ سرد با هدف فروپاشی شوروی سابق نسخه برداری شده است. این دفتر فعالیتهایی در خصوص جذب نخبگان ایرانی و تاثیرگذاری بر اندیشه‌ها و برداشتهای آنان به منظور ترغیب آنها به اقدام علیه منافع ملی جمهوری اسلامی ایران .در دستور کارخود قرار داده است . در همین راستا سخنگوی وقت وزارت امور خارجه آمریکا اظهار می دارد:
"دولت آمریکا از طریق سفارتخانه های خود در کشورهای حاشیه خلیج فارس و سایر کشورهای همسایه‌ی ایران ، با سازمانهای غیر دولتی و رسانه های ایران همکاری و تعامل خواهد داشت . آژانسهای مسافرتی بین ایران و آمریکا را افزایش خواهیم داد و مبلغ پنج میلیون دلار برای بازدید استادان و معلمان و حرفه های دیگر از آمریکا پرداخت خواهیم کرد "
بر همین اساس دفتر امور ایران در دوبی طی 2 سال اخیر در قالب برگزاری دوره‌های آموزشی و اعزام گروههای متعدد از اقشار مختلف به آمریکا؛ مبادرت به ایجاد زمینه های لازم جهت برقراری ارتباط با لایه های مختلف اجتماعی و نخبگان جامعه نموده و دعوت شوندگان بدون طی مراحل معمول اخذ ویزا و مساعدت مسؤل امور ایران در کنسولگری آمریکا در دوبی آقایان جیلیان برنز، رامین عسگرد، تیموتی‌ریچاردسون) به آمریکا مسافرت نموده‌اند که عمدتا "تحت تاثیر قرار گرفته و پس از بازگشت نیز به عنوان مسئول تشکیل گروههای جدید و اعزام آنها به آمریکا فعال شده‌اند.
شکست طرحهای آمریکا علیه ایران که با دستگیری برخی عوامل داخلی آنها صورت گرفت، آمریکاییان را بر آن داشت تا طرح و ایده جدیدی تحت عنوان "پروژه EXCHANGE " (تبادل افراد و گروهها) را اجرایی نمایند که در چارچوب آن اعزام افراد و گروهها به آمریکا با صرف هزینه‌های گزاف از طریق پایگاههای ایجاد شده علیه ایران (دبی، استانبول، باکو، لندن و فرانکفورت) با محوریت دبی کلید خورد.
مراحل اقدامات آمریکا در چارچوب دیپلماسی عمومی آمریکا در ایران عبارتند از:
1. اجرای طرح ابتکار منطقه‌ای بنیاد سوروس؛
2. پروژه EXCHANGE.
3. مبادلات دوجانبه.
در این پروژه مسافرت افراد و نخبگان از لایه‌های مختلف جامعه در قالب گروههای 15 نفره به ایالات‌های مختلف آمریکا طراحی گردید؛ کلیه مراحل اخذ ویزا، پرداخت کلیه هزینه‌ها (هواپیما، هتل، بازدیدها و خرید)، برنامه‌های حضور در آمریکا و ... با هدایت، مدیریت و برنامه‌ریزی‌ وزارت خارجه این کشور و تحت پوشش مؤسساتی چون مریدین، صلح، آسپن و ... اجرایی شد.(یادآوری می گردد این پروژه با ضربه ای که وزارت اطلاعات در سال 87 بر عوامل آن وارد نمود ناکام ماند).
از جمله شاخص‌های مورد نظر جهت انتخاب این افراد می‌توان به؛ "جوان بودن "، "مؤثر بودن "، "بازگشت حتمی به ایران "، "تحصیلات عالی "، "ارتباط با نهادها و مراکز دولتی "، "افراد دارای عدم سوءسابقه سیاسی " و ... اشاره کرد.
اهداف سیاسی و اطلاعاتی پروژه EXCHANGE آمریکا عبارتند از:
1- برقراری رابطه با گروههای مختلف جامعه و ایجاد ارتباط مؤثر با متخصصین.
2- تغییر نگرش و دیدگاه شرکت‌کنندگان نسبت به آمریکا.
3- تغییر نگرش در جامعه ایران با هدف لزوم برقراری رابطه دولت ایران با آمریکا از طریق فشار توسط لایه‌های زیرین جامعه.
4- دستیابی به تحلیل و نقطه‌نظرات شرکت‌کنندگان در پروژه EXCHANGE.
5- نفوذ در لایه‌های اجتماعی و برنامه‌ریزی جهت احیای منافع از دست رفته آمریکا در ایران.
6- فشار به دولت برای تغییر رفتار.
7- سست شدن پایه‌های دولت، تضعیف و در نهایت فروپاشی نظام.
8- معرفی آمریکا به عنوان تنها منجی ایران.
9- تشدید شکاف میان ملت و حاکمیت.
10- اخلال در نظام تصمیم‌گیری کشور.
11- جریان‌سازی و تاثیرگذاری در قالب میتینگ‌ها و تجمعات اعتراض‌آمیز.
12- سوء‌استفاده امنیتی از نخبگان جامعه.
13- تحریک جریانات قومی.
14- تغییرات حقوقی مورد نظر در راستای نظام حقوقی غرب.
15- ایجاد تغییرات در نظام انتخاباتی کشور به بهانه لزوم وجود نظارت‌های بین‌المللی در عرصه انتخاباتی.
دولت‌های غربی با مقایسه شرایط حاکم بر کشور ایران و کشورهایی چون اکراین و گرجستان انتخابات را بستر مناسبی جهت پیشبرد اهداف پلید خود و ابجاد تغییرات مورد نظر ارزشیابی نموده و با بهره برداری از پتانسیل مردمی بدون دخالت مستقیم خارجی و فشار از بیرون و با شیوه مبارزه عاری از خشونت و تبدیل مطالبات اجتماعی به سیاسی و فضای رسانه و سایت اینترنتی به عنوان مهمترین ابزار و مؤلفه های به ظاهر قانونی اقدام به اجرای برنامه های خود نمودند .
براساس نتایج حاصل از تحقیقات بعمل آمده و اعترافات متهمین ، عمده اقدامات بیگانگان؛ به ویژه آمریکا و انگلیس؛ جهت فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران در این عرصه مبتنی بر روش‌های ذیل می‌باشد:
1- برگزاری دوره‌های آموزشی در خارج از کشور.
2- فعال شدن سایت‌های اینترنتی و رسانه‌ای با هدف اطلاع رسانی و ساماندهی افکار بر اساس اهداف و برنامه‌های موردنظر. (در همین راستا وزارت امورخارجه آمریکا با تاسیس دفتری به نام گروه فرارسی دیجیتال وارد چت رومها و وبلاگ ها شده و بصورت مستقیم با مردم ارتباط برقرار نموده و به نوعی تنظیم رابطه میان مردم ایران و دولت آمریکا را برعهده دارد. بنابراین محافل سیاسی آمریکا از طریق دیپلماسی اینترنتی به دنبال پیشبرد راهبرد ایجاد شکاف میان دولت و مردم ایران و ایجاد تاکتیک‌های همسو با علایق جوانان ایرانی برآمدند.)
3- فعال شدن شبکه‌های ماهواره ای (به ویژه فارسی زبان).
4-انتخاب گروههایی از لایه‌های مختلف اجتماعی (گروه‌های حقوقی، پزشکی، هنرمندان، دانشجویان، اساتید، روحانیون و...)جهت عزیمت به آمریکا و شرکت در برنامه‌های بازدیدی و آموزشی.
5- برنامه‌ریزی جهت تغییر افکار و تغییر رفتار با هدف تغییر در ساختار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران .
6- بسترسازی جهت افزایش ناامیدی نسبت به آینده وبرنامه‌های اجرایی درکشور و تقویت گرایش و نگرش نسبت به آمریکا.
7- فعال شدن مؤسسات مطالعاتی و تحقیقاتی اروپایی جهت برقراری ارتباط با افراد موردنظر و ایجاد ارتباط با مراکز داخلی در قالب پروژه نهادسازی.
8- ارائه بورسیه‌های تحصیلی به افراد موردنظر و بازگشت آنها پس از تاثیرپذیری فکری.
9- فعال نمودن انگلیس در قالب شناسایی و جذب نخبگان، راه‌اندازی سازمان های غیردولتی و اعزام افراد موردنظر به داخل کشور.
10- برگزاری دوره‌های آموزشی خبرنگاری در هلند و انگلیس.
11- بهره‌برداری از کارمندان محلی جهت برقراری ارتباطات غیررسمی.
12- تبادل و همکاری اطلاعاتی با سایر سازمان های جاسوسی جهت بهره‌برداری از اطلاعات و امکانات آنها.
13- تحریک و هدایت مردم جهت گسترش دامنه اعتراضات
رویکردها و اقدامات اطلاعاتی بیگانگان در انتخابات دهمین دوره ریاست ‌جمهوری:
1) بررسی و امکان‌سنجی فضای موجود در کشور بمنظور ایجاد خلل در روابط میان مردم و نخبگان با مقام معظم رهبری و ولایت فقیه ؛
2) تلاش جهت کاهش حمایت های مردمی از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران (در داخل و خارج از کشور) و شکست وجهه جمهوری اسلامی ایران با هدف ممانعت از تبدیل شدن ایران به عنوان الگوی موفق در نزد سایرکشورهای جهان؛
3) بهره‌برداری از پتانسیل مردمی بمنظور نیل به اهداف مورد نظر مانند: ایجاد بی‌اعتمادی و دامن زدن به اعتراضات مردمی، تقویت جریانات قومیتی و اپوزوسیون داخلی، اجرای پروژه دمکراسی‌سازی در ایران با هدف تغییر در افکار، رفتار و نهایتاً تغییر ساختار نظام ؛
4) تلاش جهت تشدید شکاف میان مردم و حاکمیت، بهره‌برداری از اختلافات داخلی و ظرفیت های موجود در این زمینه به ویژه در حوزه‌های مربوط به احزاب، جریانات سیاسی و مسئولین، اختلافات قومی و مذهبی.
5) تشویق بخشی از ایرانیان مقیم خارج از کشور جهت فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران . و بهره‌برداری تبلیغاتی از اجتماعات و اعتراضات آنها.
6) سازماندهی، هدایت و پشتیبانی‌های مادی، سیاسی و رسانه‌ای از گروههای تروریستی و همگرایی بین اپوزیسیون داخل و خارج و اپوزیسیون داخل با گروههای ناراضی اجتماعی.
7) بسترسازی در راستای اجرای پروژه براندازی نرم وتشکیل دوره‌های آموزشی در کشورهای مختلف (ازجمله امارات و هلند) در قالب موضوعاتی چون حقوق بشر و مبارزه عاری از خشونت.
8) ایجاد و حمایت مادی و معنوی از NGO ها جهت جریان‌سازی در لایه های مختلف اجتماعی و بهره‌گیری از پتانسیل و امکانات آنها در شرایط مقتضی.
9) فعال نمودن پروژه ایجاد بحران‌های داخلی (به ویژه در حوزه‌های اجتماعی) و پیگیری طرح فشار از بیرون، تغییر از درون؛
10) تمرکز بر عملیات‌روانى، شایعه‌پراکنى، جریان‌سازى و تبلیغ ناکارآمدی نظام اسلامی از طریق سایت‌های اینترنتی، شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان به ویژه صدای آمریکا و بی‌بی‌سی فارسی و سایر شبکه‌های خبری ضدانقلاب فراری، سلطنت‌طلبان و منافقین و سایر وسایل ارتباطی؛
11) هدایت سازمان‌های غیردولتی و جریانات مخالف نظام جهت نظارت به نیابت از آمریکا بر روند انتخابات.
12) تاکید بر بروز تقلب و عدم اطمینان به سلامت برگزاری انتخابات در ایران (حدوداً 10 روز قبل از روز رای‌گیری) و تلاش جهت القاء موضوع از طریق سایت‌های مربوط به وزارت امور خارجه (مواردی چون: قطع ارسال پیامک، کاهش سرعت اینترنت، بروز اشکال در خصوص حضور ناظرین کاندیداها در حوزه‌های رای‌گیری و ... از نکات مندرج در این خصوص می‌باشند)؛ لازم به توضیح است که مسئول کمیته صیانت از آراء ستاد آقای موسوی، نیز یک هفته قبل از روز انتخابات (جمعه 15/3/88) ضمن برشمردن موارد مذکور؛ وقوع آنها را دلیلی بر تقلب انتخاباتی بر شمرده بود.
13) تحریک و زمینه‌سازی برای حرکت‌هاى خشونت‌آمیز داخلی و نافرمانی مدنی و زمینه‌سازی برای وقوع آشوب‌های خیابانی و ایجاد ناامنی و تخریب و اغتشاش؛
14) تلاش جهت اتهام‌سازی و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران به ویژه درعرصه نقض حقوق بشر با هدف افزایش انزوای جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌الملل.
برخی از اقدامات کشورهای غربی و سازمان‌های جاسوسی مربوطه که متناسب با اهداف و رویکردهای فوق و از طریق سفارتخانه‌ها و رسانه‌های وابسته؛ قبل از انتخابات به اجراء درآمده، عبارتند از؛
1) تلاش سفارت انگلیس برای نزدیک شدن به احزاب سیاسی در ایران که اولین تماس در آذر 1387 با یکی از چهره‌های سرشناس برقرار و به ایشان اعلام گردید ؛ سفارت قصد دارد با برخی احزاب سیاسی ایران ارتباط برقرار کند و در همانجا اعلام شد بعد از شما به سراغ آن احزاب خواهیم رفت ( این تلاش با تدابیر اطلاعاتی در همان مرحله با شکست مواجه شد) .
2) در اواخر سال87 از سوی دولت انگلستان دستورالعملی شامل 18 بند در خصوص انتخابات در ایران صادر شد که ضمن تقسیم کار در خصوص انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و نقش حوزه های مختلف نظام مورد توجه قرار گرفته است . و دستور العمل جمع آوری اخبارو اطلاعات صادرشد.
3) مسافرت متعدد دیپلمات‌های انگلیسی به شهرهای مختلف ایران خصوصاً قم ،‌تماس با برخی ستادهای انتخاباتی کاندیداها در شهرستان ها ، حضور فعال دیپلمات های انگلیس در روز انتخابات در حوزه‌های مختلف و ... که مبین تلاش‌های عملی مجموعه سفارت در راستای انتخابات می‌باشد. 4) بکارگیری گسترده کارمندان محلی از سوی سفارت انگلیس در امر جمع‌آوری اطلاعات از سطح شهر و فعالین سیاسی و شرایط اجتماعی . در این راستا استخدام و بکارگیری کارمندان محلی با تحصیلات عالی(دکتری)و بینش سیاسی بالا و گسیل آنها جهت ارتباطگیری با عناصر دارای دسترسی اطلاعاتی و دریافت تحلیل های اختصاصی ایشان همراه با اطلاعات با ارزش آنان در زمان انتخابات؛ بخشی از تلاش های سفارت بوده است .
5) فعالیت گسترده اطلاعاتی انگلیسی ها در جمع‌آوری اطلاعات از ناآرامی‌ها اغتشاشات پس از انتخابات بگونه ای که تقریباً بطور دائم کارمندان محلی خود را به صحنه های درگیری گسیل می‌نمودند و به دنبال جمع‌آوری بودندضمن اینکه به کارمندان محلی دستور داده شده بود تا با احزاب سیاسی تماس گرفته و تحلیل ها و نقطه نظرات آنان را گردآوری و گزارش نمایند .
6) فعالیت نسبتاً متمرکز بی بی سی فارسی بر روند انتخابات در ایران در دوره قبل از انتخابات با خطوط القائی : شاداب نبودن انتخابات ، فرمایشی بودن انتخابات ، تمرکز تخریبی بر سیاست خارجی دولت ‌تخریب وجهه دولت و ...
7) اعلام انتظار وقوع حوادث غیر منتظره و خونین از سوی دیپلمات‌های انگلیسی؛
8) ارتباط شورای فرهنگی- آموزشی (BC) با بدنه جامعه به منظور بسترسازی ارتباطات از طریق اعطای بورس، برگزاری آزمون‌های زبان، و ... . از این طریق انگلیس تلاش داشت تا با دور زدن دولت ایران، علاوه بر شناسایی و نشان افراد موردنظر، کمترین هزینه را در دسترسی به افراد مؤثر در شرایط بحرانی به دست آورد.
9) شناسایی عناصر مطلع از طریق برگزاری آزمون انگلیسی ILETS. در این روش سفارت انگلیس تلاش می کرد تا با شناسایی افراد مؤثر، زمینه‌های بهره‌برداری از آنها را در شرایط بحرانی فراهم سازد.
10) ایجاد بخش VIP (تشریفات) در بخش ویزا در راستای بهره‌مندی از افراد دارای دسترسی در حوزه‌های مختلف کشور و نزدیکی به آنها به بهانه مصاحبه ویزا.
11) اقدام دیپلمات‌های سفارت جهت ارتباط با نخبگان قومی و فرهنگی به منظور شناسایی و جلب آنها در جهت اهداف موردنظر.
12) حضور دیپلمات‌های سفارت در مناطق مختلف کشور تحت پوشش دانشجویان زبان فارسی و ارتباط‌گیری با مردم منطقه.
13) ایجاد زمینه‌های جذب افرادسیاسی- فرهنگی در انگلیس در راستای منافع مورد نظر. (عطاءالله مهاجرانی)
14) ارتباط مؤسسات مطالعاتی- تحقیقاتی انگلیس با مراکز مطالعاتی- تحقیقاتی داخل کشور در راستای القاء و تاثیرگذاری. (چتهم هاوس، IISS)
15) فعال شدن انگلیس به عنوان بازوی اطلاعاتی آمریکا و اسراییل در راستای جبران عدم حضور آمریکا و اسراییل در ایران.
16) ارتباط‌گیری با برخی نخبگان، احزاب و شخصیت‌های سیاسی به منظور جمع‌آوری اطلاعات و آماده‌سازی آنها جهت همکاری با سرویس آن کشور.
17) تماس با اصحاب رسانه و مطبوعات به منظور تاثیرگذاری بر بدنه جامعه.
18) در اواخر فروردین یک دوره آموزشی در آلمان با حضور 5 تن از کانون وکلاء با موضوع حقوق شهروندی و جرائم سایبری برگزار گردید و افراد مذکور بعد از بازگشت به کشور با تشکیل کار گروه‌هائی درصدد نظارت بر تخلفات انتخاباتی برآمدند.
19) برنامه‌ریزی جهت اعزام گروهی از خبرنگاران به آمریکا جهت ارائه آموزش‌های لازم در راستای نظارت بر روند انتخابات ریاست جمهوری به نیابت از آمریکا.
20) اظهارات برخی از مسئولین نمایندگی‌های خارجی در ایران مبنی بر انتظار حوادثی غیر منتظره در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری.
21) اانتشار اخبارکذب در خصوص سیستم شنود تلفن همراه در ایران و توانمندی‌های آن ، در این مورد شرکت نوکیا زیمنس که تجهیزات شنود را به ایران فروخته است اقدام به ارائه اطلاعات کذب مربوط به قابلیت‌های سیستم شنود ایران نمود .
رویکردها و اقدامات بیگانگان علیه جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات شکوهمند 22 خرداد عبارتند از:
1- تضعیف جایگاه ولایت فقیه
این موضوع جزءرویکردها و اهداف اولویتی بیگانگان علیه جمهوری اسلامی ایران محسوب شده و عدم توجه برخی از جریانات سیاسی به فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری(به ویژه پس از خطبه های تاریخی نماز جمعه مورخه 29/3/88) مستمسک و بستر مناسبی جهت دامن زدن به مساله مذکور از سوی بیگانگان را فراهم نموده است. در همین راستا تلاش مذبوحانه مبتنی بر القاء شکاف میان نظرات مقام معظم رهبری با نظرات حضرت امام (ره) به صورت گسترده از سوی دستگاه تبلیغی دشمنان صورت می گیرد .
2- ایجاد انشقاق در صفوف یکپارچه ملت و تضعیف حمایت مردمی از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی ؛
3- گسترش فضای اختلاف میان جریانات، احزاب و شخصیت‌های سیاسی؛
4- به چالش کشاندن مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران وطرح ادعاهای درزمینه عدم برخورداری نظام و مسئولین از حمایت مردمی؛
5- تلاش جهت اثبات ناکارآمدی نظام در ایجاد دموکراسی، برگزاری انتخابات سالم، مقابله با بحران‌های اخیر و رعایت حقوق بشر؛
6- تاکید بر ضرورت حضور بیگانگان و ناظرین انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران جهت تضمین سلامت برگزاری انتخابات (این موضوع طی سالهای اخیر در دستور کار جدی کشورهایی چون آمریکا و انگلیس و گروهکهای وابسته؛ مانند نهضت آزادی قرار گرفته است .)
برخی از اظهارات مداخله جویانه مقامات سیاسی و اطلاعاتی آمریکا پس از انتخابات عبارتند از:
1- معرفی اراذل اوباش و دارای مشکلات اقتصادی و اجتماعی به عنوان پتانسیل‌های مطلوب در راستای ایجاد بحران‌های داخلی از سوی رئیس سابق سازمان سیا
2- تاکید بر ضرورت ابطال انتخابات به بهانه "ضرورت توجه به خواسته‌های معترضین و رعایت اصول و ضوابط دموکراسی در انتخابات "؛
3- خط دهی برای الگوبرداری از نقش جوانان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 و بازسازی شرایط جهت بهره‌برداری از پتانسیل مذکور در راستای مقابله با نظام؛
4- اعزام و فعال نمودن عوامل خود تحت عناوین خبرنگاران افتخاری و آزاد پس از بازگشت خبرنگاران خارجی؛
5- آموزش نافرمانی های مدنی از طریق سایت‌های اینترنتی(مانند سایت گذار؛ وابسته به مؤسسه خانه آزادی و سازمان سیا)؛
6- حمایت برخی مقامات آمریکایی و اروپایی از اغتشاشات خیابانی
7- صدور قطعنامه از سوی کنگره آمریکا در حمایت از آشوبگران و محکومیت نظام
8- فعال نمودن شبکه‌های رسانه‌ای و اینترنتی و ایجاد محیط سایبر و مجازی جهت القاء اخبار موردنظر، تحریک مردم به حضور در تجمعات غیر قانونی و اغتشاشات ، ‌انتشار اخبار مجعول و غیرواقعی در مورد آمار کشته شدگان.
9- اصرار بر معرفی آشوبگران به عنوان مردم معترض و قرار دادن آنها در مقابل نظام.
10- ارتباط یکی از عناصر فعال ستاد88 (متهم؛ آقای رضا رفیعی ) با دفتر ویژه امور ایرانیان در دبی و خانم جیلیان برنز به عنوان افسر اطلاعاتی آمریکا؛ارسال اخبار و گزارشات مربوط به اغتشاشات از طریق سایت‌های اینترنتی و همکاری با سرویس اطلاعاتی یکی از کشورهای عربی منطقه. نامبرده ضمن برقراری ارتباط با مؤسسات رسانه‌ای آمریکایی؛مبادرت به اخذ تحلیل های متناسب با رویکرد بیگانگان و مغایر با اصول انقلاب از برخی مسئولین سابق کشور نموده و اطلاعاتی در خصوص تاثیرات تحریم ها از مسائل مربوط به جریانات انتخاباتی را در اختیارخانم نازی بیگلری از صدای آمریکا (VOA) قرار داده است .
11- پس از محدودیت دسترسی‌ به شبکه‌های ماهواره ای؛ جریان اطلاعات به سمت اینترنت سوق داده شد و به منظور تسهیل استفاده از مطالب اینترنتی، نرم افزار پیشرفته ترجمه انگلیسی به فارسی و بالعکس را برای استفاده عمومی در اختیار کاربران ایرانی قرار دادند به گونه ای که با استفاده از این نرم‌افزار کاربران می‌توانند مطالب سایت‌های انگلیس را به فارسی برگردانده و مطالعه کنند . این اقدام به منظور دسترسی کاربران ایرانی به حداکثر اطلاعات به زبان انگلیسی ( خصوصاً سایت BBC ) مرتبط با بحران تمهید شده هر چند که دارای کاستی‌های جدی می‌باشد .
12- ارائه پیشرفته‌ترین امکانات نرم‌افزاری به گونه‌ای که امکان دیدن فیلم از طریق یک رایانه با خطوط تلفنی و مودم و اینترنت با سرعت پایین را فراهم کردند تا مرتبطین خود با حداقل امکانات از فیلم‌های مورد نظر در خصوص اغتشاشات استفاده کنند .
13- هک سایت‌های متعلق به هر دو جریان موجود در کشور و همچنین سایت‌های مربوط به مسؤلین نظام ، ‌سایت‌های متعلق به برخی کاندیداها و ... توسط بیگانگان جهت تشدید جو بدبینی داخلی. در این مورد در برخی موارد از طریق مجاری داخلی ( شرکت شاتل و ... ) اقدام به هک نموده تا نشانه‌ای از عوامل خارجی به چشم نخورد و کاملاً به نزاع داخلی تبدیل شود .
14- فعال نمودن شرکت آمریکایی فیس بوک در راستای تسهیل ارتباطات میان کاربران ایرانی و سایر کشورها در خصوص ایران. این شرکت با استناد به این که بسیاری از مردم جهان از فیس بوک برای مبادله اطلاعات درباره سرنوشت انتخابات ایران استفاده می‌کنند، نسخه آزمایشی زبان فارسی خود را ارائه کرده تا فارسی‌زبانان از آن به زبان مادری خود استفاده کنند .
15- در دوره اغتشاشات ؛ برخی سایت‌های وابسته بیگانه شماره تلفن ها ، نام های کاربری و واژه های رمز را به صورت مجانی در اختیار کاربران قرار دادند تا در صورت قطع کامل خدمات اینترنتی در ایران ، مرتبطین و افراد ، از طریق این تلفن ها بتوانند از اینترنت دایل‌آپ استفاده کنند
16- در راستای افزایش آموزش دادن اطلاعات مربوط به مبارزات خشونت آمیز و مبارزات مسالمت آمیز ، حجم عظیمی از این آموزش ها در ایام اغتشاشات ،بر روی اینترنت به زبان فارسی منتشر نمودند. در این راستا دو دسته مطالب قابل دستیابی است:
الف) مطالب مربوط به آموزش روش های اعتراض خشونت بار مانند : ساخت بمب دارای کنترل از راه دور و بمب های ساعتی ، روش مبارزه با نیروهای ضد شورش ، روش های مضروب ساختن پلیس ، ساخت اسپری های گاز اشک آور در خانه ، جمع آوری و انتشار مشخصات کامل افراد بسیجی
ب) مطالب مربوط به آموزش روش های اعتراض مسالمت آمیز مانند : تلاش برای تهیه سی دی و یا بلوتوث صحنه های مورد نظرپاشیدن رنگ سبز بر روی عکس ها و تبلیغات حکومتی ، روشن نمودن چراغ اتومبیل ها در ساعات اولیه غروب به نشانه اعتراض ، توصیه به تداوم شعار دهی بر پشت بام‌ها .
17- حضور یک وکیل آلمانی مرتبط با کانون وکلاء در داخل کشور و استقرار در یکی از هتلهای واقع در کانون اغتشاشات .
18- حضور مستقیم برخی دیپلمات‌ها در تجمعات غیر قانونی خیابانی (از قبیل برخی سفرای کشورهای اروپایی و انگلیسی ) و جمع‌آوری اطلاعات توسط برخی از مرتبطین سفرا با حضور در تجمعات غیر قانونی و نیز حضور معاون سفیر فرانسه در مراکز رای‌گیری با ظاهری مبدل که مستندات آن در پرونده موجود است؛
19- مساعدت و حمایت مالی آشوبگران و گروهکهای ضد انقلاب از سوی برخی کشور های اروپائی از جمله انگلیسی و اعطاء ویزا و پناهندگی به عناصر اغتشاشگر؛
20- بهره‌برداری از کارمندان محلی توسط برخی سفارتخانه های اروپایی جهت جمع‌آوری اطلاعات و القاء اخبار موردنظر؛
21- فعال بودن دونفر از کارمندان محلی آلمان در جهت تلاش برای جمع‌آوری امضاء به منظور مسافرت دبیر کل سازمان ملل متحد به کشور
22- تلاش جهت راه‌اندازی اعتصاب در کشور.
23- ارائه آموزش تخصصی جمع‌آوری اخبار به کارمندان محلی در آلمان.
24- جمع‌آوری اطلاعات بطور شبکه‌ای توسط متهمه خانم کلیوتید ریس (تبعه فرانسه) از اغتشاشات و نیز القاء ضرورت اعتصاب در نزد مخاطبین برحسب اعترافات نامبرده در مورخ 10/4/88 .
25- حمایت از تجمعات اعتراض‌آمیز در خارج از کشور توسط برخی کشورهای اروپائی
26- تهدید به فراخوانی سفراء اروپائی جهت اعمال فشار بر کشور و افکار عمومی
27- تهدید به افزایش تحریم علیه جمهوری اسلامی.
28- ایجاد محدودیت صدور ویزاء برای دولتمردان جمهوری اسلامی ایران .
29- در زمان اغتشاشات سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی منابع خود را فراخوانده و اعلام نموده‌اند قصد دارند با آنها درخصوص انتخابات گفتگو نمایند . علاوه بر این موارد در هنگام اغتشاشات دو نفر از وابستگان به سرویس اطلاعاتی اسرائیل در صحنه های درگیری دخالت داشته و در آتش زدن اتوبوس‌ها مش

/ 0 نظر / 31 بازدید